دوست بودن با خود، اصل اولیه عزت نفس و آغازی بر تغییرات

عزت نفس را اگر بخواهیم به زبان ساده ترجمه کنیم می توانیم به معنایی که ناتانیل براندن در کتاب روانشناسی عزت نفس آورده است مراجعه کنیم:

او برای عزت نفس دو ستون مهم بر می شمرد:

  1. داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالش های زندگی یعنی باورِ خودتوانمندی
  2. احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن یعنی احترام به خود

نگاهی به تعریف عزت نفس که می اندازیم به نظر ساده و حتی مسخره می آید که من خودم را دارای صلاحیت برای خوشبخت شدن بدانم.

مگر می شود فردی خود را فاقد این صلاحیت بداند؟

بله می شود.

من به تازگی ترفیعی گرفته ام و خودم را دارای صلاحیت برای آن ترفیع نمی دانم. نه اینکه نالایق باشم؛ نه. فردی به سن و سال من در نظام ارزشی من نباید چنین ترفیعی بگیرد و مدیر یک واحد 5 نفره شود. پس ناخودآگاه من خودم را لایق این جایگاه و مسیر نمی دانم و چون خودم را در این مقام نالایق می دانم به صورت غیر ارادی کارهایی می کنم یا کارهایی نمی کنم تا این دیدگاه به واقعیت بپیوندد.

ما گاهی در قبال خود حتی بی رحم تر از دیگران برخورد می کنیم. من در قبال دیگران می پذیرم که اشتباهاتی داشته باشند، جایی عصبانی شوند، داد بزنند، با دیگران بد صحبت کنند، بعضی جاها کاملا صادق نباشند و الی آخر اما به خودم که می رسم هر اشتباه کوچکی، تاوان بزرگی دارد، تنبیه دارد و نابخشودنی است. من در قبال خودم نمی پذیرم که عصبانی شوم، داد بزنم، فریاد بزنم، صادق نباشم و…. . عزت نفس یعنی همین؛ یعنی خودم را با وجود تمام اشکالاتی که دارم، بپذیرم و دوست خودم باشم.

نوبت به انتخاب دوست که می رسد، خیلی بی رحمانه برخورد نمی کنیم. آدم ها را با تمام اشکالات و نقص هایشان به واسطه رفتارهای خوبشان می پذیریم.

اما آیا درباره خودمان هم همین گونه هستیم؟

اگر از دید شخص ثالث به خودمان نگاه کنیم و بخواهیم محمدرضا (خودمان) را به عنوان دوست انتخاب کنیم آیا این کار را می کنیم یا نه؟

آیا محمدرضا (خودمان) را با تمام ویژگی هایی که خودمان بهتر از هر کس دیگری می دانیم، تمام ویژگی های خوب و بد، سکوت، فریاد، عصبانیت، شادی، خوشحالی ، تفریحات و ….. به عنوان یک دوست کنار خود می پذیریم؟

جواب انسان های با عزت بالا به این سوال بله قاطعانه و محکم است.

اما اگر جواب شما به سوال بالا در مورد خودتان خیر هست و نمی خواهید چنین دوستی داشته باشید؛ بهتر است خودتان را همین گونه که هستید بپذیرید. هیچ بهبودی در کار نیست. مسیر بهتر شدن و اصلاح از پذیرش می گذرد. شما همینی هستید که می بینید و اگر قرار است تغییری حاصل شود نقطه آغاز تغییر پذیرش خودِ فعلی تان است. آنجا که خود را با تمام بدی ها و خوبی ها پذیرفتید، با خود دوست شدید آنجاست که می توان امیدوار به شروع تغییرات بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *