سال 1398

سال 98 را چگونه گذراندم؟ سال 98 به اتمام رسید. سال 98 برای من سالی پرفراز و نشیب و پر از تجربه، پراسترس و پویا بود. مثل مسافر اتوبوسی که از جاده پیش رو بی خبر است، با هر بالا و پایینی که جاده داشت دلم هری ریخت و دوباره برگشت. سال 98 برای من سال تجربه های جدید و فشار بود. صبح ها سرکار می رفتم و عصرها تا […]

فاصله بگیریم تا بهتر تصمیم بگیریم

همه ما گاهی به راهی که در آن هستیم، شغلی که انتخاب کرده ایم، انتخاب نزدیکترین دوستان شک می کنیم. شک می کنیم که این تصمیم بهترین تصمیم با توجه به شرایط امروزمان هست یا نه. شک می کنیم ادامه دهیم یا نه؛ نمی دانیم مسیر را نیمه کاره رها کنیم و مسیر جدیدی را از نو شروع کنیم یا دست به اصلاحاتی بزنیم برای بهتر شدن و در مسیر […]

ساده زیستی راهی به سوی زندگی آرام تر

ساده زیستی را نه می توان در لباس ژنده پوشیدن و کم خوردن خلاصه کرد و نه در کم خرج کردن و فقیر بودن. ساده زیستی سبک زندگی است که اصرار بر تامین معاش حداقلی دارد تا از این طریق انسان فرصتی برای رسیدگی به خود، معنای زندگی، فراغت، کتاب خواندن، عمیق شدن و تفریح داشته باشد. به اعتقاد دیوید ثورو (تورو) با سه ساعت کار روزانه می توان معاش […]

در باب گفتگو نکردن

پیشنهاد می کنم قبل از شروع متن، نوشته زیبای دکتر محسن رنانی را در باب گفتگو نکردن ما ایرانیان مطالعه کنید. اگر حوصله خواندن این متن را ندارید احتمالا متن زیر هم چندان به دردتان نخواهد خورد. اگر به رفتار بسیاری از ما از جمله خود من توجه کنید، ما به جای گفتگو کردن اکثرا عمل می کنیم؛ جبران و لجبازی می کنیم. به دلایل متعددی که در متن بالا […]

حرکت از «فرار از مشکلات» به سمت «مشکلات دوست داشتنی»

پاییز سال 1396 است. درگیر انجام پایان نامه کارشناسی ارشدم هستم. یک هفته تمام در کتابخانه ملی به سر بردم، روزی 4 وعده غذا خوردم و نوشتم و نوشتم و نوشتم، اصلاح کردم و رفرنس دادم، با اعداد و ارقام سر و کله زدم تا در نهایت توانستم پایان نامه ام را تحویل دهم و در آخرین لحظات بهمن ماه از آن دفاع کنم. درگیر پایان نامه که بودم دعا […]

انتخاب کنیم به چه چیزها و به چه کسانی اهمیت بدهیم

جوان که هستیم، همه چیز تازه و هیجان انگیز است و به نظر می رسد که مهم باشد. در نتیجه، ما به همه چیز و همه کس اهمیت می دهیم. به اینکه دیگران درباره ما چه می گویند، به اینکه فلان دوست به ما زنگ می زند یا نه؛ به اینکه بادکنک های جشن تولدمان چه رنگی هستند. کم کم که بزرگ می شویم، با کمی کسب تجربه و گذشت […]

جرئت و ریسک پذیری راهنمایی به سوی رشد فردی

فرهنگ فارسی عمید جرئت را دلیری، بی‌باکی و پردلی معنا کرده است. آنچه به ذهن من با واژه جرئت متبادر می شود دانستن و عمل کردن است. من می دانم که در مسیر اشتباهی هستم، آن را می پذیرم و اصلاحش می کنم. می دانم که دوستان خوبی ندارم، ارتباطات جدیدی می سازم. می دانم که شغلی که در آن هستم به من، آینده من، نیازها و اهداف من مربوط […]

مهرطلبی، بیماری راضی کردن دیگران

مهر طلبی بیماری است که در آن حاضریم برای اینکه رضایت دیگران را به دست بیاوریم و آن ها را از دست ندهیم، از حق و حقوق خودمان بگذریم. اول به دنبال تامین رضایت دیگران هستیم و سپس به سراغ خودمان، آرزوهایمان، هدف هایمان، نیازهایمان و خواسته هایمان می رویم. ارزش خودمان را در گروی کارهایی که برای دیگران انجام می دهیم، می بینیم و اگر کسی را از خود […]

تیز کردن تبر خودمان با تنهایی

روزی جوانی جهت کار پیش پیرمردی رفت که چوب‌بری داشت. جوان نیرومند و درشت‌اندام به پیرمرد گفت: من به کار نیاز دارم آیا در اینجا کاری برای من هست؟ پیرمرد گفت آری شما می‌توانید با این تبر درختان را قطع کنی و بابت هر درخت یک سکه از من دریافت نمایی. جوان خوشحال شد و از روز بعد کارش را شروع کرد. او با تلاش و پشتکار و قدرت جسمی فراوانی که داشت توانست […]

دوست بودن با خود، اصل اولیه عزت نفس و آغازی بر تغییرات

عزت نفس را اگر بخواهیم به زبان ساده ترجمه کنیم می توانیم به معنایی که ناتانیل براندن در کتاب روانشناسی عزت نفس آورده است مراجعه کنیم: او برای عزت نفس دو ستون مهم بر می شمرد: داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالش های زندگی یعنی باورِ خودتوانمندی احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن یعنی احترام به خود نگاهی به تعریف عزت نفس که می اندازیم به نظر ساده و […]